تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی های بسیج - عزّت و ذلّت در كربلا

پایگاه اطلاع رسانی های بسیج

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان





پایگاه اینترنتی نصر19
جعبه حدیث

در برنامه‏ هاى اسلام به مسئله‏ى عزّت توجه خاصى شده است. پرستش خداوند عزیز، عزّت آفرین است، اما بندگى در برابر غیر خدا (خواه جمادات یا غیر آن) ذلّت است. «كفى‏ بى عزّاً اَن اكون لك عبداً»
 گذاشتن دست انسان در دست رهبران غیر معصوم، توهین به انسانیّت و به ذلّت كشاندن بشر است.

 براى غیر خدا كار كردن (هر چیز و هركس كه باشد) باختن و خسارت است؛ «خابَ الوافِدن على غیرك و خَسِر المتعرّضون الاّ لك»  اگر دراسلام غیبت كردن، نسبت ناروا دادن، توهین، تمسخر، تحقیر، افشاگرى، طعنه و نیش زدن، منّت‏گذاشتن، مردم را با نام بد صدا زدن و فحش و ناسزا حرام است، به خاطر آن است كه در این كارها عزّت دیگران شكسته مى‏شود.
 اگر ستایش ستمگر عرش خدا را به لرزه مى‏آورد، چون درآن عزیز كردن نااهلان است.
 اگر انسان حق ندارد عیوب و گناهان و ضعف‏هاى خود را حتّى براى نزدیك‏ترین دوستانش نقل كند، به خاطر حفظ عزّت است.
 اگر به تشیع جنازه، رسیدگى به فقرا، عیادت بیماران، وام‏دادن، دید و بازدید، كتمان عیب دیگران سفارش شده است، به خاطر حفظ عزّت انسان‏هاست.
 اگر به صبر و قناعت وترك سؤال از مردم و چاپلوسى سفارش شده است، به خاطر عزّت انسان‏هاست.
 به چند نكته توجه كنید:
 1- عزّت به معناى نفوذناپذیرى است، نه داشتن امكانات. ممكن است كسى هیچ گونه امكانات مادى نداشته باشد، ولى هیچ تهدید و تطمیعى در او اثرى نكند، این فرد عزیز است و ممكن است كسى همه گونه امكانات داشته باشد، ولى باز هم افراد و یا اشیایى در او اثر بگذارند كه این گونه افراد ذلیلند.
 2- سرچشمه‏ى همه‏ى عزّت‏ها خداست. در قرآن مكرّر مى‏خوانیم: «اِنّ العزّة للّه جمیعا» قرآن عزّت خواهى از غیر خدا را نكوهش مى‏كند. «أیبتغون عندهم العزّة»(108)
 3- فروتنى در برابر حق عزّت است؛ «العزّ ان تذلّ للحقّ»(109) شیطان عزّت خود را از نژادِ آتشى خود مى‏طلبید، در حالى كه عزّت او در سایه طاعت خدا بود.
 عزّت‏هاى دنیوى در حقیقت ذلّت است. امیرالمؤمنین‏علیه السلام مى‏فرماید: دنیا به گونه‏اى است كه عزّت آن ذلّت است، داشتن مركب زیبا كه به ظاهر عزّت است، در واقع نوعى وابستگى و اسیر شدن نسبت به آن است. باغ و بستان به ظاهر براى كشاورز عزّت است، امّا تا تمام عمر و قدرت او را نگیرد خودش را عرضه نمى‏كند.
 عزّتى ارزش دارد كه سبب تكبّر و فخرفروشى نگردد و به هر مقدار كه بیشتر شد، انسان در درون، خودش را كوچك‏تر احساس كندو فروتنى كند؛ «الهى اعزّنى و لاتبتلینى بالكبر و لا تحدث لى عزّاً ظاهراً الا اَحدثتَ لى ذلّة باطنة عند نفسى بقدرها»(110) قرآن سلطه‏ى كفار را بر مؤمنین ممنوع مى‏داند؛ «لن یجعل اللّه للكافرین على المؤمنین سبیلاً»(111)
 قرآن پذیرفتن ظلم را مثل ظلم كردن حرام مى‏داند. «لاتَظلِمون و لا تُظلِمون»(112)
 قرآن زندگى با ذلّت را مرگ و مرگ با عزّت را زندگى مى‏داند.
 قرآن آنچه را ملاك دانسته، در راه خدا بودن است، نه كشتن و نه كشته شدن؛ «اِنّ اللّه اشترى من المؤمنین انفسهم و اموالهم بانّ لهم الجنّة... فیَقتلون و یُقتلون»(113)
 قرآن به انسان عزّت داده و فرموده:
 هستى براى توست؛ «خلق لكم»(114)
 روح خدا در توست؛ «نفخت فیه من روحى»(115)
 تو مسجود فرشتگان هستى؛ «فسجدوا الا ابلیس»(116)
 تو جانشین خدا هستى؛ «انّى‏جاعل‏فى‏الارض‏خلیفة»(117)
 سرپرست شما خداست؛ «اللّه ولىّ الذین آمنوا»(118)
 انبیا پدران شما هستند؛ «ملّة ابیكم ابراهیم»(119)
 آفرینش تو هدفدار است؛ «و ماخلقت الجن والانس الا لیعبدون»(120)
 در كربلا جلوه‏ى عزّت الهى را مى‏بینیم، نوجوان 13 ساله‏اى به نام حضرت قاسم مى‏گوید: اگر مسئولین جامعه‏ى اسلامى یزید و طرفدارانش هستند، پس مرگ از عسل شیرین‏تر است.
 امام حسین‏علیه السلام مى‏فرماید: بنى‏امیّه مرا بین شهادت و بیعت (سازش) مخیّر ساخته است، «هیهات من الذلّة»، در كربلا بدن امام سوراخ سوراخ شد، اما به عزّتش لطمه‏اى وارد نشد، انواع غمها بر حضرت زینب وامام سجادعلیهما السلام وارد شد، اما جلوه‏هاى عزّت آنها در خطبه‏ها، تار وپود نظام بنى‏امیه را از هم گسست.

108) نساء، 139.
109) بحار، ج‏78، ص‏228.
110) دعاى مكارم‏الاخلاق.
111) نساء، 141.
112) بقره، 279.
113) توبه، 111.
114) بقره، 29.
115) حجر، 29.
116) بقره، 34.
117) بقره، 30.
118) بقره، 257.
119) حج، 78.
120) ذاریات، 56.


منبع: كتاب «قرآن و امام حسین»
نوسنده: حجت الاسلام محسن قرائتی

برچسب ها: عزّت و ذلّت در كربلا، كربلا، عزّت و ذلّت، عزّت، امام حسین، اسلام، معصوم،

نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور 1391 توسط اپراتور
مقام معظم رهبری

درباره سایت
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
آمار سایت
notice91